سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

هندسه ی کار یا جنگ نرم :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی ... ، إِنَّا أَعْطَینَاکَ الْکَوْثَرَ ، ... ، أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم

یادآوری (الف) :

به اطلاع اون برنامه ی تلویزیونی می رساند که اگه لازم می دونه ، از آخرین فرصتی که داره ، یعنی برنامه ی امشبش تا می تونه استفاده بکنه !

خب برا اینکه امروز چه روزیه !؟ و اگه امروز :"به تاریخ بپیونده" ! خب فردا چه روزیه !؟ آیا همونطور که در نوشته ی قبلی گفته شد مثلا روز :"مردم" ، با اون تعریفی از از "مردم" شد نیست !؟

مگه اینکه اون برنامه :"بدون توقف" بخواد بره مثلا به :"تاریخ" ! یا گذشته ! حالا تا کجا !؟ بمونه ! از نظر ما مانعی نداره ! می تونه تو مثلا :"صفویه" هم :"توقف" نکنه و مثلا یا :"ال بویه" هم بره ! ما ندید می گیریم "بدون توقف" اونو !

ولی ، نمیگم :"یاد" ش باشه ! یا حتی :"حواس"شم جمع باشه ! فقط فراموش نکنه که بعنوان مثل بقول ستاد انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ، نه شورای انقلاب فرهنگی امام خامنه ای جمهوری اسلامی ایران ، بلکه امام خمینی جمهوری اسلامی ایران ، یکی تو کتاب :"تئوری طبیعی مجموعه ها" ی اون ستاد ، تا آدم پدر :"هابیل و قابیل " ، یا بقول اون کتاب اون ستاد :"کلاه" ایندو هم رفته !

بعبارت دیگه پدر یا "کلاه" مثلا :"سره و ناسره" اون :"جرثومه" ی مثلا بعد هفت تیر امسال ، تاریخی بوده ! مگه اینکه تاریخ قبل آدم یا کلاه :"بنی آدم" م :"سند" شده باشه و بنا بر "سند" برا ما اون :"دوره" رو که در برنامه ی دیشب گفته شد بخوان بذارن !

علی ای حال فرص امشبو گفتم غنیمت بشمارن که از دست نره ! خب برا اینکه ما برای ثبت نام در اون "دوره" آماده ایم ! چه مانعی داره !؟ که ما تاریخو اگه نمی دونیم مانند مثلا :"رضا تیر انداز" نباشیم ! که حتی :"دانش نطامی" هم نذاشت !

خب بله ، میشه گفت :"سردار سپه" ه :"سردار" ی بی سواد بود ! اونم ! پیش از :"انتخاب" یا :"تعیین" شدنش از طرف مثلا انگلیس ! برا مثلا شاهی ، یا رییس جمهوری و یا :"حالا برا دیگه چی!؟" که راست کار انگلیس باشه !

بعبارت دیگه میشه در تاریخ بی سوادی به :"سرداری" هم برسه ! به :"سردار سازندگی" هم ! البته :"سازندگی پهلوی" ! که هیچ سازندگی نداشته ! البته اولش ، یعنی پهلوی بی سواد، شایدم پهلوی آخر که گویا در تاریخ :"بی سواد" که نبوده بلکه مثلا به :"فرانسه" هم رفته ! آخه :"زبون" فرانسوی رِ مثل بلبل حرف می زد ! تازه انگلیسیم بلد بود ! منتها مانند مثلا :"بچه پولدارا" بود که اینارو بلد شده بود ! نه مانند مثلا :"آقازاده"ها ! که :"اول" پیروزی انقلاب مثلا رفته باشن خارج ! و نه کار و ماری جز همون ها ! بلکه برا اینکه :"باسواد" نه ! "باسوادتر" برگردن !

خب ! مثلا :"شاه خائن" که برا :"باسواد تر" شدن که کاری نکرده بود ! که نیاز به رفتن به خارج باشه ، ولو اینکه :"آقازاده" ها برن ! پس :

بگو مرگ برشاه !

و امشب تاریخ رو جمع و جور کن ! چراکه :

صبح فردا

چه روزیه !؟ روز :"مردم" و به میدان رفتنه ! به میدان رفتن مردمی که بعد هفت دی امسال در مناسبتی به مناسبت نوزدهم دی تعریف شد ، و در مناسبتی به مناسبت نوزده بهمنم تاکید شد !

خلاصه ببینم چه می کنی استاد ، استاد تاریخ ، امشب ! تو اون برنامه که تلویزیونی که ساعت پخشش نوزده و سی دقیقه از شبکه ی یه سیمای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانه ! تو می تونی ! بگو :

من می توانم !

 ... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی ... ، إهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

هندسه ی هفت دی (ب) :

:"قرار" دادن این قسمت در این نوشته برای اینم می تونه باشه که اون برنامه ی تلویزیونی ، اونم پیش از پخش آخرین ! قسمتش امشب ، در ساعتی که گفتم ، یه :"دقیقه" ای :"توقف" بکنه ! مثلا بقول خودش برا :"تفکّر" !

ولی در اصل برای موضوع بحثه ، یعنی هندسه ی کار یا جنگ نرم ، که گویا قراره در تاریخ داشته باشیم ! نه الان ، امروز مثلا ! چه رسه به مثلابقول ایشون :"طرحی برای آینده " !

که در تاریخم :"متوقف شده" در مثلا :"صفوی" و اونم نه با شعار : مرگ برشاه !

بلکه گویا : جاوید شاه ! و شاهی که مثلا بقول برنامه ی تلویزیونی :"ایران" و آخرین قسمتش همین دیروز ، مثلا :"ابریشم" ی داشته اونم چه "ابریشم" ی ! ابریشم جهانی ! و قبضه کردن مثلا بازار اروپا هم ! حالا بمونه که در میانپرده هاشم مثلا داشت : همچو :"حافظ" ی مانند :"صائب" را !

اصلا چرا نداشت مثلا :"حکمت متعالیه" را ! اونم درست همزمان با :"رنسانس" غرب و اروپاشو و فرانسه اش در کوه های فنلاند !؟ در کوه های کهک قم !؟ که هنوزم یکه تازه !؟ حتی پس از انقلاب :"اسلامی" م تو این سه چهار دهه که رودستش نیومده !؟ رِ !؟ و هنوز هرچه میشه از همون دوران "صفویه" بقول ایشونه ! و نعوذ بالله و زبونم لال :"انقلاب اسلامی" هر کاری که کرده و میکنه هم ، قبلا در زمان همون صفویه شروع شده !؟ (پ)

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ ... الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

خب ! بهمبن بسنده می کنم و میرم سراغ "قرار"داد .

ما ترکا ، ترکای آذری ، آذربایجانی و آذربایجای ایرانی ، یه ضرب المثلی داریم که پارسیم نگم فارسیش اینه :

چرا راه دور !؟ "باغچه" نزدیک .

حالا داستانشو میگم ان شاءالله ، ولی اول یه چیز جالبی بگم ، شاید برای شما جالبتر از برای من باشه ! و ببینین چقد شبیه هفت دیه که گفتم بگم ! و این نمونه هاش برا من که خیلی پیش اومده و بدون شک برا شما هم ! ولی در هفت دی خودشو نشون داد یا بقولی به :"نمایش" گذاشته شد در سطح جمهوری اسلامی ایران و راست کار صهیونیست بین المللی یا جهانی و آمریکاشو و اسرائیل اینم و عربستان سعودی اینم شد ! آخه نمونه هایی مثل اینکه میگم که جای ورود اونا رو نداشت ! همچنانکه جای ورود جمهوری اسلامی ایرانم نداشته ! در حالیکه برای همین نمونه ها هم چنین نیست که صهیونیست بین الملل یا جهانی :"طرح" یا برنامه ای نداشته و هنوزم نداشته باشه ! که یه روزی مثل هفت دی بکار بیاد ! و ...

صبح تو صف نونوایی بودم که صابکار زنگ زد ، نه اونکه گفتم بنده خدا با اینکه راه و ترابری تبریز لودر گذاشته به کارش ، ولی بازم حتی بیش از پیش پرداخت ما در قرار داد تا حالا بهمون داده ! البته با احتساب چکی که نصف اون پیش پرداخته ، ولی هنوز نتونستیم خرجش کنیم ! تا پولی دستمون بیاد بریم سر کارش ، بلکه اونی که هنوز باهاش قرارداد نبستیم ! و قراره کار نوزده تومنی سال قبلو براش شونزده تومن بزنیم ، دستمزد پارسال حمل مصالح به طبقاتم نمیده امسال ، چه رسه به اینکه به قیمت امسالم باشه ! و ... ، تازه ! پیش پرداختم گفته نمیدم !

خب چی گفته باشه به نظر شما که خالب باشه !؟ هیچی ! گفت امروزم فرصت میدم ، :"فردا" اگه نیومدین دیگه نمی تونم صبر کنم ، مجبورم کارو بدم به یکی دیگه !

خب چند روز بهش گفتیم که چکو ( که اون یکی صابکار داده ) هنوز موفقم نشدیم پول کنیم و برا اومدن سرکار و برگشتن و خورد و خوراک اونجا پول نداریم ! ولی با این که گفتم گفت !

خب اینی که گفتم کجاش جالب بود !؟

اوجاش که ، قبلا گفتم که دبیره تو آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران ! حالا گیریم که مثلا تلویزیون ایرانم نیگا نکنه ! چه رسه به رادیوش مثلا ! که به گوشش خورده باشه !

از اون کارمندای دول جمهوری اسلامی ایران مثل من که زمانی در آموزش و پرورشش بودمم نیست ! که بجهت نیاز و بدهی مجبور شدم یه سال مونده به بازنشستگی بازخرید بشم ! بلکه خب داره بساز بفروشیم می کنه ! حالا :"کار" ا و یا :"جنگ" ای دیگشو نمیگم !

مثلا پارسال سرکار از باغداری و زمین کاریشم برامون می گفت ! اونم نه فقط به من ! بلکه به همکارم و شاگردمونم ! و کاش فقط اینا رو می گفت به حتی اونا هم ! جالبتری اینه که اینارو :"زیر سایه" ی این گفته باشه که :"قرآن" رو دروغ می دونه ! اونوقت من بمونم همکارمتاهلم که مثلا گفته باشه : اشتباه کردم ازدواج کردم و دختر مردمو بد بخت کردم و نمی تونم از پس خرج یه خونه ی دونفره بر بیام !

حالا شاگرمون بمونه ! که ازدواج نکرده و تو این دو سه سالی که از خدمت سربازی مرخص شده پیش ما کار می کنه ! یه قرونم نتونسته پس بیندازه !

زیر سایه ی چی !؟ و منم پاسخگوی اینا ! باشم اونوقت ! که انقلاب اسلامی کرده باشم و ...

اینا که جالب نیست !؟ جالب اون "فردا" س ! که گفت ! و از قضا یکی از هشتاد میلیون :... جمهوری اسلامی ایرانم ، فردا همینه ! و نه اون هفت دیی که اگه صفشم از مثلا آشوبگرا جدا کرده باشه ! ووو ! هنوز یه شرط جالب داره !

راستی ! چرا رفتی !؟   

آخه :"برگشتی" یعنی چی !؟

کجا رفت !؟ خب به اون :"جرثومه" به :"سره و ناسره" دیگه ! خب برا اینکه هفت تیر که هشتاد میلیون جمهوری اسلامی ایران که نیومدن تو کف خیابون و اون مشهد !؟ مگه میشه !؟

بعلاوه "بازگشت" بعد از جدا شدن سره از ناسره چی !؟ به کجا !؟ جز شرکت در بقول نوزده دی :"نه دی " !؟

تازه اینا همش بکنار ! شرط :"فردا" چی !؟ تا مردم :"... جمهوری اسلامی ایران" بحساب اومد !؟ ولو اینکه کاریم با فردای اون بنده خدا نداشته باشیم ! و سربازی گمنام امام زمان :" ... جمهوری اسلامی ایران" همه ی اینایی رو که گفتم ول کنن و بچسبن به اون بنده خدا ! مثل چسبیدن به : هفت دی ها !

خب ! برم سراغ داستان ! که یه فرصتی داشته باشه اون برنامه ی تلویزونی برا مطالعه این نوشته ! برا برنامه ی امشبش گه گفتم تا :"فردا" فقط همین یه شبو فرصت داره ! اونم ! مثل ما ! که امروز بهمون قرصت داده شده !

خلاصه و مختصر بگم ، داستان از این قراره که یکی به یکی مثلا گفت بیا بریم سر :"کار" ! یا :"جنگ" ، البته :"جنگ نرم" مثلا !

اون یکی گفت : بریم !؟ مثل ارسطوی سریال پایتخت گفت !

بعدشم گفت : خب کجا بریم !؟

اون یکی که گفته بود بیا بریم ، گفت : بریم بیابون !

اون یکی دیگه بهش گفت : چرا بیابون و راه دور بریم ، تو اگه مرده "کار" و یا "جنگ"ی ، البته "جنگ نرم" ، باغچه نزدیک ! بیا بریم :"هفت دی" همین امسال که زیادم دور دور نیست ! و نسل اول و دوم ووو هم نداره تاریخش !

مگه اینکه در تاریخ "هفت دی" نیومده باشه جز مثلا هفت دی بعد از هر شش دی و یا قبل از هر هشت دی !

اونم تو مشهد همون استاد برنامه ای که امشب بببنیم از فرصتی که داره چه استفاده ای می کنه ! اونم برا "برگشت" یا بازگشت و یا ... ، برا به :"نمایش" گذاشتن فردایی :"تماشایی" ان شاءالله تعالی .

خب ! بعد از ظهرتون بخیر .

--------------------------------

الف : همونطور که در متن اومده ، یادآوری که در مقابلش گفته میشه :"فراموشی" ، میشه در مقابلشم گفت :"حواس پرتی" ، که در مقابل :"حواس جمعی"ه ، چراکه در یادآوری یه وقت اونی که به حواس اومده شاید گفته بشه یادآوری ، ولی یاد آوری کدوم حس از حواس !؟ و در ثانی در یادآوری یه حسم ، کدوم یکی از اونایی که بحس اومده !؟ مگه اینکه اونچه مثلا بحس بینایی اومده عبارت باشه از :"بینایی" ! بلکه نه تنها بحس بینایی اومده ! بعبارت دیگه :"تاریخی" ! یا آنچه که بر حس بینایی گذشته ! بلکه اونچه هم که مبنعد به حس بینایی میادم بینایی باشه ! و وسط ایندو هم ! یعنی الان ، حالا و یا مثلا اکنون ! بعبارتی دیگه اول ، وسط و آخر شم ، بعبارت دیگه همون :"جمعی" حواس که بعنوان مثال بینایی گفته شد .

در این مورد ، یعنی کار یا جنگ نرمی که بعنوان مثال در مورد جمعی :"حس" ی بنام حس بینایی گفته شد ، انشاءالله بازم میگم ! فعلا ناگفته نمونه که آقا امام صادق آل محمد ، آقا امام ششم ما علیه السلام ، در این مرود اشاره دارن که لازم ه یادآورش باشم برا علاقمندانش و اون عبارته :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی ... ، سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى، ... ،  إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى ، صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى . ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

ب : شاید یکی مثلا مانند ارسطوی سریال پایتخت بگه : هندسه !؟ هندسه ی هفت دی !؟

و یا خلاصه یکی بخواد که من مقصودمو از این که عنوان شد بگم !؟

خب هندسه مثل :"هندسه ی معرفت ... " که در جمهوری اسلامی ایران گفته شده و من درآوردی نیست و خلاصه سابقه داره ! خب منم گفتم ، هفت دیم که روشنه ! پیش از هشت دی بوده ! منتها شاید برا اونی که هنوزم بخواد روشنتر بشه مفصودم پی از هشت دی تبریزه ، البته نه در تبریز !

چی !؟ بازم بگم !؟ نگم !؟ می تونین بپرسین یا بخواین که بگم ! اگه هنوزم روشن نشده باشه :"هفت دی" ، که شاید کفایت بکنه که بگم پیش از هشت دی امسال تبریز ، که بلافاصه هم گفته نشه ، ولی همون روز تلویزیون ، یعنی سیمای سازمان صدا و سیما ، یا اعلی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نشون داده ، ولی هفت دی قبل از اونو حتی فرداشم ، یعنی نه دی هم نشون نداد !

پ : پس فعلا کاری به این ندارم که مثلا :"آخر" زنده باد شاه صفوی ! چی بوده در تاریخ !؟ وقتی که محمد افغان اومد و یه :"توقف" ی در مثلا دوهزار و پانصد سال شاهنشاهی ، ولو به مدت هفت سالم انداخت !؟ آیا شاه سلطان حسین صفوی هم زنده باد !؟ و کجا بود :"حکت متعالیه" حتی ! چه رسه به مثلا "حافظ" صفوی ! و ...

در حالیکه اول پهلوی اگر بی سواد بود ! آخرش چی !؟ اونم وقتی بقول شاعر :

خوشتر آن باشد که سر دلبران ، گفته آید در حدیث دیگران !

پس :"مرگ برشاه" انقلاب این نبوده که مرگ بر حتی آخر پهلوی ! منکه مرگ بر شاهم این نبود در انقلاب اسلامی ! بلکه بر حکومت شاهنشاهی بود ! ولو اینکه بجای شاه مثلا :"سلطان" هم گفته بشه و حتی در کتاب خدا هم اومده باشه !

تازه اونم نه با گفتن :"مرگ برشاه " ! بلکه با گفتن :"حکومت اسلامی" که با گفتن این اون میره ! که این روزا گویا فراموش شده که : دیو چو بیرون رود فرشه در آید !

زیر نویسای تلویزیون داره میگه : فرشته چو آید دیو بیرون رود !

که خیلی خوبه ! ولو بعد نزدیک به جهار دهه هم ! که شاهنشاهی بره باز ، مثل ماهی رو هروقت از آب بگیری : تازس ! ولی خب چی اومد !؟ که رفتنی بره !؟ تا نیاد نمیره ! البته نه که نمیره ! برا اینکه از کجا و کی اومده که نره !!؟؟ از مثلا زمان صفوی !؟ یا :"دورتر" !؟ مثلا آل بویه !؟ و یا بازم "دورتر" !؟ اون دور آخر کی و کجا !؟

خب بریم از اونجا و به اونجا ! تا بره دیگه ! کی !؟ خب ما دیگه ! تا اون بره دیگه ! چرا بریم زمان :"پهلوی" ش !؟

آهان ! دور نریم ! خیلی خوب ! 


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :2
بازدید دیروز :4
کل بازدید : 10194
کل یاداشته ها : 21


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ